بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
69
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
صحيحى انتخاب شدهاند ، اضطرابات ناشى از پرواز تا حدودى كمتر شده ، فشار عصبى كمترى را بر آنها وارد مىسازد و مسافران را با حالت نسبتا آرامترى به مقصدشان مىرساند . درباره نقاشى يا يك عكس رنگى بايد گفت كه اهميت روانى رنگ معمولا كمتر آشكار است . زيرا عوامل بيشمار ديگرى نظير موضوع ، تعادل شكل يا فرم ، تعادل ميان رنگها ، ميزان تحصيل و تخصص تماشاگر و درك زيباشناسايى او دستاندركارند . وقتىكه تاكيد بيشتر در يك يا دو رنگ باشد گاهى اوقات خصايص شخصى نقاش تحت الشعاع قرار مىگيرد . براى مثال بايد از وسواس گوگن ( Paul Gauguin ) نقاش شهير فرانسوى نسبت به رنگ زرد در آثار اواخر عمر او نام برد كه دو تابلوى مسيح زرد و گل آفتابگردان او بسيار مشهور است و يا از ونگوك ( Vincent van Gogh ) نام ببريم كه بهطور ناخودآگاه سعى مىكرد ناراحتى روحى خود را با كاربرد بيشتر رنگ زرد در نقاشيهايش درمان كند . بطور كلى وقتى رنگهاى متعدد براى خلق يك اثر به كار مىرود ، در اين صورت فقط داورى زيبا شناسى است كه تمام اثر را ارزيابى كرده و تعيين مىكند آيا ما آن اثر را دوست داشته باشيم يا نه ؟ بجاى اينكه واكنش روانى ما را نسبت به رنگهاى خاصى بسنجد . در مورد رنگهاى ساده بازتاب روانى ما بارزتر است و اگر رنگها را با دقت انتخاب كنيم با نيازهاى روانى و فيزيولوژى كاملا ارتباط خواهند داشت . در آزمايش رنگ لوشر اين مسئله كاملا به چشم مىخورد . ارجحيت يك رنگ و نفرت از رنگ ديگر بيانگر حالت خاص فكرى يا تعادل و يا هر دوى آنهاست و اين ارتباط مستقل از نژاد جنسيت و محيط اجتماعى عمل مىكند . براى پى بردن به چگونگى آن و پاسخ به اين سؤال كه چرا اين رابطه يك رابطه عموميست و مستقل از ساير عوامل عمل مىكند ، لازمست كه نگاهى به تاثير ديرين رنگهاى طبيعت در انسان بىافكنيم .